این اشکال باز شدن قفلها هنگام حرکت 206 می تواند هنگامی بوجود آید که سیم کشی مخصوصا در محلهایی که سیم بدنه به بدنه پانچ شده باشد شل باشد.
اشکالاتی که در این مورد ایجاد می شود قفل نشدن دربها با ریموت – ظاهر شدن پیغام باز بودن یکی از درها – ظاهر شدن پیغام اکومود هنگام روشن کردن اولیه – بازشدن قفلها هنگام حرکت – باز و بسته شدن قفل دربها هنگام حرکت و سرپیچها- در مورد ماشین من اشکال از سیم بدنه ( زرد سبز) نزدیک قفل درب صندوق عقب بود که با یک آچار قفلی پانچ آن را محکم کردم و همه این اشکالات برطرف شد بیخود به قفلها و BSI و قطعات گران قیمت دیگر ماشین شک نکنید با مراجعه به یک تعمیرکار برق ماشین این مشکل حل می شود.
شما تا بحال با کارتهای بازی وقت گذرانده اید اما آیا می دانید که معنی اشکال دل – خشت – اسپیک و گشنیز چیست؟ این اشکال از وقایع و حالات معنی دار زندگی گرفته شده اند و احوال روزانه شما را بیان می کنند یا راههای زندگی را می نمایانند. دل علامت عشق و راههایی برای زندگی سعادتمند همراه با توافق و کمک و همیاری دو طرف مرد و زن در زندگی است زن و شوهری که بر پایه عشق و دل زندگی می کنند هماهنگی دارند و خوشبختند و احساس رضایت درونی دارند.دل با قرمزی و خون همراه است. خشت علامت پول ، سرمایه، دارایی و راههای خوب وشیک و زندگی پردردسر و پرتحرک همراه با کار زیاد و خستگی ناپذیر و حرکتهای شجاعانه و ریسکهای غیر قابل باور توسط عامه و افراد معمولی است صاحبین این کارت زندگی نسبت به افراد بازندگی عادی متمایز هستند و بعنوان افراد برجسته اجتماع شناخته می شوند مردم به دلیل کارت بازی شان به آنها احترام می گذارند و خود نیز از روش زندگی خود لذت برده و رضایت دارند.خشت رنگ قرمزعلامت خشم و عصبانیت و تیزی و زرنگی در زندگی و دانستن اسرار موفقیت مالی در زندگی است. اسپیک نماد زندگی پرسروصدا و بحث وجدلی است که برخی از مردم با آن زندگی می کنند نمایانگر زبان چرب و نرم و دراز و سرخ و سبزی است که گاه دارنده اش را به کشتن می دهد و گاه موجب موفقیت او و نزدیک شدنش به صاحبان کارت خشت می شوداین افراد تنها سرمایه اصلی خود را در زبان چرب و اصول زندگی پاچه خواری خود می دانند و علاوه براینکه معلومات بدرد بخوری ندارند از اخلاق خوبی هم برخوردار نیستند و همیشه در برابر جامعه به سیاهی می زنند و رنگشان سیاه است. صاحبان اسپیک موفقند مخصوصا در جامعه ما که برپایه ایده ها و گفتارهای صرف می چرخد. صاحبان کارت گشنیز با خصوصیات خنثی همان دانشمندان بیچاره جامعه اند که حاصل درد و رنج خود را اکنون هیچ می بینند و زندگی خود را بی ارزش می یابند دانشمندانی که همیشه مورد سوئ استفاده صاحبان کارتهای خشت و دل و اسپیک قرار می گیرند و گاهی نیز با ساده لوحی بدام دل داران می افتند رنگشان سیاه است و سوخته جامعه اند زغال جامعه !!
از کتاب پیوسته آغاز کردن
نوشته: گری نل
مجله ما در مورد مطالب علمی تخیلی است ببینید این مطلب در جامعه امروزین چقدر تخیلی بنظر می رسد :
تمدن در اختیار ما وسائل کشتن ظریفتر و عالیتر از آنچه در دسترس اجداد وحشی ما بود و یا در دسترس گانگسترها در شهرهای امروز هست گذارده است. سودپرستانی که قیمت احتیاجات ضروری مردم را بالا می برند, صاحبان صنایعی که کارگران خود را در برابر مواد سمی حفاظت نمی کنند , زنی که به سقط جنین می پردازد و پزشکی که به او کمک می کند که بیک چنین کار دست بزند , همه شان قاتلند. همچنین سازندگان مشروبات سکرآور و سازندگان شراب که سیاستگران توطئه می چینند تا بر مصرف نوشابه های الکلی بیفزایند, فروشنگان مواد مخدر , مردی که دوستش را تشویق می کند که مشروب بنوشد, کارفرمائی که کارگران خود را وادار می کند که در تحت شرایطی که برای جسم و جانش ضرر دارد کار کند , هم جزو این گروهند! نه تنها از بین بردن زندگی ممنوع است بلکه جلو آن مانع گذاشتن و خفه اش کردن و یا با بدبختی آلوده اش نمودن و یا کیفیت آن را خراب کردن نیز ممنوع است . این قانون نقض می شود بوسیله والدینی که خودپرستی ، نادانی و تنبلی شان باعث میشود که کودکانشان را از برخوردار شدن از یک تربیت اخلاقی و روانی محروم شوند و شوهرانی که با همسرشان بنای بدرفتاری را می گذارند و یا طلاقشان می دهند و یا در اثر بارداری های مکرر خسته شان می کنند و همچنین زنانی که تندخوئی ، شلختگی و بی نظمی شان باعث میشود که زندگی روزانه شوهرشان غیر قابل تحمل گردد.
همچنین این قانون بوسیله علم فروشان که برنامه های بیثمر و خسته کننده برجوانان تحمیل می کنندو کودکانی که با حق ناشناسی و کینه توزی خود و والدینشان را آزار می دهند نقض میگردد. همه اینها اشکال جنینی آدمکشی و جنایت است. وسائل دیگر اعمال خشونت و تجاوز و تخطی به جان مردم نیز وجود دارد. از این قبیل است تمسخر دائم و سخن چینی و افتراء و کینه جوئی و تحقیر ، همه این اعمال زشت ، احساسات قربانیان خود را شدیدا جریحه دار می کند و آرامش فکرشان را بر هم می زند و غالبابرای همیشه ارزش زندگی رادر نظرشان می کاهد . اگر چه جامعه معاصر اهمیت کمتری برای عاقبت شوم این نوع جرمها قائل است ، معهذا این نوع جرائم باندازه فروکردن خنجر از پشت ، شوم و بدست. اصل حفظ حیات ، انتحاررا باندازه قتل ، ناروا میداند. این اصل نه تنها مخالف با هرگونه قتل نفس است بلکه همه افکار، اعمال و عاداتی را که باعث کاهش نیروی حیاتیمان میگردد و تعادل سیستم اعصاب و یا ذهنمان را برهم می زند و یا باعث بیماری و یا کاهش کیفیت و مدت طول عمرمان میشود محکوم مینماید. مثلا غرورو خشم زیان آورندچون تعادل عقلی و عصبی انسان را برهم می زنند و قوه داوری را ضعیف میسازند. خودپرستی ، آز، و رشک شخصیت را پایین آورده احساس اخلاقی را تاریک کرده و به هوش صدمه می زند. تنبلی از رشد استعداداتی که بارث بما رسیده جلوگیری میکند و بدنبال خود نادانی ، بی نظمی و بدبختی میآورد. اینها همراه با عدم اعتدال ، دشمن اصلی انسان معاصرند. در هردو یک نوع خودکشی تدریجی نهفته است. یک علت انحطاط و سقوط ملتها ، از این نوع رذائل سرچشمه می گیرد.
از کتاب راه ورسم زندگی نوشته: دکتر الکسیس کارل
دوستان شما چه کسانی هستند؟ مشاوران شما چه کسانی هستند؟ راهنمایان شما چه کسانی هستند؟ همه ما در مواقعی از زندگی و یا در کار خود گیج و سردرگم می شویم.
دوست وکتاب باید محدود اما خوب باشند.
چه باید کرد؟ به دوستانتان توجه کنید و آنها را در ذهنتان آزمون نمایید. یافتن دوستان خوب و صدیق دشوار است. اما به هر صورت اسرار و مکنونات قلبی خود را جز با معدودی دوست که آنها را می شناسید در میان نگذارید .
انار ترش مزه است , دانه های آن را در می آورند و پس از خشک کردن می فروشند. از این دانه ها برای آشپزی استفاده می شود ، طعم غذا را ترش و رنگ آن را سیاه می کند. دانه های انار را در آب خیس می کنند تا نرم شود ، سپس از پارچه می گذرانند و آب آن را به مصرف می رسانند. آب انار تازه را می جوشانند و آب حاصل از آن را نگه می دارند و معمولا برنج را به وقت ضیافت و مهمانی با این رب رنگ می کنند و به پلو مزه مطبوعی می بخشند. ایرانیان همچنان که رسم آنانست با غذا مایعات ترش می خورند و به این ترتیب با بیماری اسکوربوت که در آلمان رواج دارد مبارزه می کنند.
از کتاب سفرنامه آدام اولئاریوس
چنانچه بيدار شوم و ورزش كنم آنگاه سوخت وساز بدنم بهبود مي يابد.چنانچه از خانه بيرون بروم و راههاي تازه اي رابراي مصرف انرژي ام جست و جو كنم آنگاه از تكرار الگوهاي قديمي دست مي كشم. من مي دانم كه تمسك به جايگاه قديم چگونه است و از آن خسته ام . وقتي شما به مانعي برمي خوريد جنبه تازه تان خواهد گفت " استراحت كن. به كنار دريا برو ، اوقاتي را در آنجا به سر ببر و آنگاه برگرد و دوباره آغاز كن. خود تازه ، تغيير مثبتي را مي طلبد. آن جنبه جديد اجازه نمي دهد كه افراد ديگر بر اين تغييرات تاثير گذارند و آنها را متوقف سازند. وقتي زمان آن رسيده است كه سازمان دهي زندگي تان را آغاز كنيد، با اهدافي كوچك شروع كنيد كه دستيابي به آنها يك يا دو هفته طول مي كشد. چندين هدف را با يكديگر قرار دهيد تا اهداف بزرگتري را شكل دهيد. به آرمان ، اميال و روياهايتان توجه كنيد، آنها را با يكديگر قرار دهيد تا بتوانيد با استفاده از آنها به توانمندي و نيرويي كه نياز داريد برسيد.
از كتاب پيوسته آغاز كردن –نويسنده گري نول ![]()
در زمانهاي قديم بسياري از مردم باور داشتند كه زمين به شكل يك قرص مدور است و سطحي صاف دارد . 2000 سال پيش دانشمندان يوناني با مطرح كردن دو مبحث خوب ثابت كردند كه اين موضوع درست نيست. مشاهدات مستقيم اجرام سنگين مبناي طرح اين دو مبحث بودند . اول يونانيها مي دانستند كه هنگام خسوف زمين بين ماه و خورشيد قرار مي گيرد و مي ديدند كه طي اين خسوفها سايه زمين روي ماه حركت مي كند از همين آنها تشخيص دادند كه اين مورد وقتي مي تواند درست باشد كه زمين بشكل كروي باشد اگر زمين بشكل قرص دوار بود بايد سايه آن هنگام خسوف دايره كامل نبود و بشكل بيضي طويلي ظاهر مي شد . بحث دوم بر مبناي مشاهداتي بود كه يونانيان هنگام مسافرت مي ديدند .آنها دريافتند كه ستاره شمالي يا پلاريس هنگام مسافرت به جنوب در قسمت پاييني آسمان ظاهر مي شود و هنگام مسافرت به نواحي شمالي تر در قسمتهاي بالايي آسمان ديده مي شود با مشاهده اختلاف ظهور ستاره شمالي در دو نقطه متفاوت ابتدا يونانيان محيط زمين را بطور تقريبي محاسبه كردند ، شكلي قديمي از دست نوشته هاي يونانيان رقم 400000 استاديوم را براي محيط زمين اعلام مي كنند . امروزه طول دقيقي براي استاديومهاي قديمي شناخته نشده اما مقدار آن را 200 متر حدس مي زنند كه طول بسياري از استاديومهاي قهرماني بوده است . با اين مقدار محاسبه يونانيان نزديك به دو برابر محاسبات كنوني است . كه تخمين بسيار خوبي براي مردمي است كه در آن زمان كه هنوز اولين تلسكوپ هم اختراع نشده بود زندگي مي كردند و اين محاسبه را انجام داده اند.
اين مطلب از كتاب عصرسنت گريزي نوشته چارلز هندي اخذ شده كه در مورد كشور بريتانياست و شايد با كشور ما مناسبتي نداشته باشد اما خواندن آن تفكر برانگيز است:
ثروتمندان جديد وقت يا توان لازم براي بهره گيري از ثروت خود را نخواهند داشت . طبقه مرفه را كساني تشكيل خواهند داد كه در انتهاي توده كاركنان قرار گرفته اند و نه آنهايي كه در راس هستند واين مصداق يك دنياي واژگون است . چنين جامعه اي نيز مي تواند يك جامعه بردگي جديد باشد كه در آن قاطبه مردم مشغول طباخي، باغباني، رانندگي و نگهداري از ثروتمندان گرفتارند.مورين دوفي در كتابش با عنوان گورساگا كه يك رمان علمي تخيلي در باره تجارب ژنتيكي است ، داستان بريتانيايي را روايت مي كند كه ميان دو گروه تقسيم شده است : كاركنان متخصص كه همگي در محله هاي شهري هوشمند زندگي مي كنند و داراي كنترلهاي ورودي و كارتهاي عبور مخصوص اند و در اداره ها و آزمايشگاههاي اردوگاه مانندي زندگي مي كنند كه اطراف آنها را به ارتفاع زياد سيم خاردار كشيده اند و بقيه ، يعني "غيرها" كه دولت به آنها كمك مي كند در دنياي هولناك و يكنواختي از كنترلها و مقررات ، و در شهرها و حومه هاي بي در و پيكر و زير كنترل اوباش و گروههاي چريكي زندگي مي كنند. من فكر مي كردم كه همه اينها قصه است تا آنكه يك شب براي صرف شام به خيابان كمربندي رودودندرون در محله ساروي رفتم . هنگامي كه مي خواستم با اتومبيل وارد ملكي خصوصي شوم كه ميزبانهايم در آن زندگي مي كردند با يك دروازه بسته مواجه شدم. قبل از آنكه اجازه ورود پيدا كنم مي بايست خود را معرفي كنم. بعدا هنگام صرف شام ، ضمن بحث از رويدادهاي ممكن در آينده،خانمي كه سمت راست من نشسته بود گفت : البته دنيا بناگزير ميان آلفاها و گاماها تقسيم خواهد شد: و من و شما – او از روي ادب مرا هم در زمره آلفاها قرار داد- بايد آمادگي آن را داشته باشيم كه همه ساله هزينه دو هفته اقامت گاماها در كوستابراوا را بپردازيم. من در حليكه با اتومبيلم به سمت خانه مي آمدم با خود فكر مي كردم كه شايد دنياي رمانهاي علمي تخيلي هم چندان تخيلي نباشد. جامعه تقسيم شده ، اين دنياي قرباني شده به پاي كارآيي ، اين دنيايي كه ساخته مي شود تا طبقه متخصص بر آن سيطره پيدا كند، سرانجام متحقق خواهد شد ؛ اگر ما اجازه دهيم كه سازمان بر زندگي ما مسلط شود ، اگر اموري از قبيل معنا، منزلت ، و پول به تمامي از رهگذر "شغل" بدست آيند و اگر آنها را تنها چيزهايي بدانيم كه حقيقت دارند.
لااقل براي ما ايرانيها هنوز متصور نشده كه بتوانيم در خانه باشيم و از آنجا كار را با اينترنت انجام دهيم اگر بنگاههاي مختلف براي خود سايت دارند و از آن براي تبليغات و جذب مشتري استفاده مي كنند اين دليل نمي شود كه بتوان تنها با كار اينترنتي در آمدي داشت صرف نظر از اينكه اينترنت ارتباطات را سهل و ساده كرده است اما هنوز از آن استفاده بهينه نمي شود سرعتها پايين است و كار با اينترنت هنوز هزينه زيادي براي داونلود و ارسال عكس و فيلم جهت تبليغات دارد علاوه براين متصور نيست بنگاه يا صاحب سرمايه اي كه سايت تبليغاتي دارد بخواهد با كليك كردن پولي به بيننده بپردازد اين پول قبلا به طراح سايت و مجري تبليغات پرداخت شده است . ما مدتها اين نوع كارهاي به اصطلاح اينترنتي را آزموده ايم و به اين نتيجه رسيديم كه غير از اتلاف وقت و مصرف كارت اينترنت سودي براي بيننده ندارد اما اينترنت درجاي خود مي تواند استفاده ها و بهره هاي خوبي به صاحبان سرمايه برساند و از لحاظ اطلاع رساني وسيله بسيار خوب و پيشرفته اي است كه در آينده در اين جهت نوآوريهاي بيشتري را شاهد خواهيم بود. مدلهاي ايراني اين نوع بنگاههاي كار در خانه آمده اند كه همه آنها تنهاتبليغاتي هستند و پولي اندك به افراد عضو پرداخت ميكنند يا اصلا پرداخت نمي كنند يا اينكه مقداري از اجناس خود را به بيننده فروخته اند لذا همانطور كه مي بينيد سايت مجله مدتي اين نوع شركتها را در معرض امتحان قرار داد كه مشخص شد همه آنها بر اساس رويه فوق كار مي كنند متصور است كه تنها شركتهايي كه بيينده اينترتي كاري را براي آنها انجام مي دهند مقداري پول در ازاي دستمزد به آنها پرداخت مي كنند مثلا شركتهايي كه نظرات بينندگان سايت و پاسخ دهندگان به سوالات تجاري را مي خرند و يا شركتهايي كه مقالاتي براي تايپ مي فرستند يا افرادي كه با تبليغات نرم افزارهاي خود را در اينترنت به بيينده مي فروشند همانطور كه گفتيم در آينده مي توان استفاده هاي تجاري بيشتري را از اينترنت انتظار داشت واما با اين سرعتهاي فعلي اينترنت كاربرد زيادي حتي براي اخذ اطلاعات داراي عكس نداردزيرا داونلود آن مدت زيادي طول كشيده و بيينده را خسته مي كند و او را بسوي خريد وسايل ارتباطي نوشتاري سوق مي دهد . ![]()
والت ديسني نقاش فيلمهاي نقاشي متحرك و توليدكننده فيلم در 5 دسامبر 1901 در شهر ايلينويز شيكاگو درحاليكه فرزند چهارم از پنج فرزند خانواده بود به دنيا آمد. ديسني در مزرعه نيمه غربي شهر مارسلاين ايالت ميسوري بزرگ و در شهر كانزاس بصورت آزاد در كلاسهاي موزه هنري شنبه به آموختن فنون هنري
ميپرداخت.. بسياري از شخصيتها و حيوانات نقاشي شده در كارتون هاي او از حيوانات مزرعه ميسوري كه در آنجا زندگي ميكرد الهام گرفته شده است.
در سن 17 سالگي دبيرستان را به قصد شركت در جنگ جهاني اول ترك كرد. در طول خدمت ديسني رانندة آمبولانس بود در سال 1919 به شهر كانزاس برگشت و به عنوان نماينده فروش و بعد فروشنده آگهي هاي تبليغاتي كارتوني شروع به كار كرد. در سال 1922 با كمك نقاشي به نام آب آس وركس يك مغازه خريد.. اين نقاش تأثير زيادي در توانايي و ابداع تكنيك نقاشي ديسني داشت..
درسال 1923 به كمك برادر بزرگترش، روي وارد عرصه هاليوود شد. اولين موفقيت وي با خلق شخصيت كارتوني ميكي ماوس در فيلم قايق بخار ويلي شروع شد. قايق بخار ويلي اولين فيلم كارتوني صدادار بود كه ديسني بجاي “موش مورتيمر“ در فيلم حرف ميزد، همسر ديسني ليليان، نام ميكي را براي اين موش كارتوني مناسب تر تشخيص داد و ديسني هم قبول كرد. پس از آن ديسنيتصاوير بهتري نقاشي كرد. اصرار او بر تكنيك صحيح نقاشي و راهنماهاي او در تغيير داستانهاي كارتوني بسرعت شركت او را توسعه داد و معروف كرد. خلق شخصيتهاي كارتوني نظير ميكي ماوس، دانالداك ، ميني و گوفي همراه با تركيبي از حركات و ژست هاي فوق العاده كارتوني به همراه موسيقي ، صدا و تكنيكهاي هنري (مانند كارتون سه خوك كوچك) در سالهاي دهه 1930 براي او موفقيت جهاني به همراه آورد. اين موفقيتها موجب شد كه شخصيتهاي وي به عنوان كليشه هايي در آگهي ها، انتشارات كودك و برچسب هاي تجاري بمدت 40 سال استفاده شوند كه هنوز هم مورداستفاده قرار ميگيرند. ديسني همچنان فعاليتها استوديو خود را گستردهتر ميكرد تا جايي كه يك مدرسه آموزش نقاشان فيلمهاي كارتوني تأسيس كرد و اولين فيلم سينمايي كارتوني او سفيدبرفي (بسال 1937) بود. كارهاي مهم ديگر او كارتونهاي پينوكيو، بامبي و كارتون موزيكال فانتزيا بوده اند. با فيلم جزيرة خوك آبي (1948) فيلمهاي مستند حيوانات وي نيز شروع شد و در سال 1950 به كمك سرمايه گذاري در انگلستان سري فيلمهاي جزيره گنج كه از نوع فيلمهاي زنده پرتحرك بودند ساختهشد كه در بازار فيلمهاي تجاري خانوادگي از استقبال خوبي برخوردار شد.
فرمول نقاشيهاي ديسني اساسي براي تكنيكهاي توليد نقاشي متحرك شد. در فيلم مري پاپينز نقاشي متحرك به همراه فيلم داستان را مهيج تر و پراحساسكه در بازار فيلمهاي تجاري خانوادگي از استقبال خوبي برخوردار شد.
فرمول نقاشيهاي ديسني اساسي براي تكنيكهاي توليد نقاشي متحرك شد. در فيلم مري پاپينز نقاشي متحرك به همراه فيلم داستان را مهيجتر و پراحساستر و همراه با موسيقي ميكرد. در سال 1954 ديسني وار كارهاي تلويزيوني شد تا زمان مرگش در استوديو ديسني 21 فيلم بلند سينمايي كارتوني، 493 كارتون كوتاه 47 فيلم داستاني ، 7 فيلم ماجرايي با داستان واقعي ، 330 ساعت برنامه هاي تلويزيوني كلوپ ميكي ماوس و 78 قسمت نيم ساعته سريال زورو ساخته شد. در 18 جولاي 1955 دسيني لند را ساخت. اين پروژه يك تأسيسات عظيم از شخصيتهاي تخيلي اش در آناهايم كاليفرنيا بود كه سرگرم كننده ترين و موفق ترين پارك تفريحي دنيا شد كه تا سال 1966 (زمان مرگ ديسني ) 7/6ميليون نفر از آن بازديد كردند. ايده ساخت اين پارك هنگامي به ذهن ديسني رسيد كه فرزندش را به پاركهاي تفريحي مي برد و مي ديد كه چگونه بچه ها در وسايل سرگرمي تفريح ميكنند. بههميندليل تصميم گرفت كه پاركي بسازد كه همه افراد خانواده بتوانند با هم در آن تفريح كنند. پساز مرگ ديسني در 1966 در 1971 پارك دنياي ديسني در شهر ارلاند و فلوريدا افتتاح گرديد. پساز آن در توكيو و پاريس هم چنين پاركهايي ساخته شدند.
ديسني خيال ساخت يك شهر تخيلي از آينده را در سر ميپروراند تخيلي كه در سال 1982 با افتتاح مركز هزينه ساخت داشته بعنوان نمونه يك شهر واقعي كه با تكنولوژي آينده هماهنگ است در معرض ديد همگان قرار داده شده است.
دو قسمت مهم (EPCOT ) به حقيقت پيوست. اين مركز كه 900 ميليون دلار هزينه ساخت داشته بعنوان نمونه يك شهر واقعي كه با تكنولوژي آينده هماهنگ است در معرض ديد همگان قراردادهشده.. دو قسمت مهم EPCOT ؛ دنياي آينده و ويترين دنيا كه هر دو براي بزرگسالان طراحي شده اند ميباشد. علاوه بر پاركها، ديسني دانشگاه جديدي را تأسيس كرد، انستيتو هنر كاليفرنيا كه با كلمات اختصاري Cal Arts شناخته ميشود.. هدف ديسني اين بود كه كليه هنرها در دانشگاه لوتدريس شوند و از همه مليتها بتوانند در آن تحصيل كنند و تخيلات خود را به واقعيت تبديل كنند و هنرهاي جديد آينده را بوجود آورند. ديسني گفته بود : “هنگامي كه به آن دنيا رفتم مي خواهم جايي از خود باقي بگذارم. اگر بتوانم كمك كنم كه محلي ساخته شود كه آينده را توسعه دهد فكر مي كنم كه به هدف خود رسيده باشم .“
پاركهاي ديسني و استوديوهاي ديسني با نام MGM ، سرزمين حيوانات و محلهاي ورزشي تفريحي در ارلاندو توسعه يافتند. شركت فيلمسازي ديسني با نام Touchstone فيلم در زمينه موسيقي با هاليوود همكاري مي كند و خطوط مخصوصي بصورت تور مسافرتي ديسني دارد. اكنون نام ديسني همراه با ثروت و گستردگي در تمام دنيا معروفيت بافته است .
در سال 1939 جايزه افتخاري آكادمي فيلمسازي و در 1954 چهار جايزه اين آكادمي را دريافت كرد.
در 1965 جانسون رئيس جمهور وقت مدال آزادي را به ديسني اهداء كرد و در همان سال جايزة تشكيلات آزادي را برد. در 15 دسامبر 1966 در بيمارستان سنت جوزف لوس آنجلس ايالت كاليفرنيا ديسني پس از آن همه كار و فعاليت در عرصه هنر درگذشت . در اين زمان سرمايه او سالانه 100 ميليون دلار درآمد داشت اما ديسني هنوز در يادها به عنوان آفريننده ميكي ماوس شناخته مي شود و پس از 4 دهه هنوز كارهاي نقاشي او بهترين است .
نقش تجربه
راستي مي دانستيد كه چه درصدي از كسب و كارهاي تازه و نوبنياد پس از سه تا پنجسال با شكست و ناكامي مواجه مي شود؟ به اعتقاد كارشناسان تمام كارها و حرفه ها در بدو امر به دو دسته مختلف تقسيم مي گردد:
نخست مشاغلي كه توسط افرادي با دست كم پنج سال سابقه كار گشايش مي يابد و نود درصد شانس موفقيت دارد و دوم حرفه هايي كه توسط افراد كاملا بي تجربه راه اندازي مي شود و به احتمال نود و نه در صد فرجامي جز ورشكستگي ، فلاكت و استيصال ندارد.
آمار فوق كاملا منطقي ، ملموس و قابل توجه است زيرا بدون برخورداري از تجربه اي مفيد ، چگونه ممكن است حرفه اي سرشار از فوت وفن را به جانب موفقيت هدايت كرد؟
گاه برخي افراد نزد من مي آيند و مي گويند كه قصد دارند با دريافتوام كسب و كاري تازه را راه اندازي كنند. اولين پرسش من از اين افراد اين است كهآيا تابه حال كار موفقيت آميزي را به ثمر رسانده اند؟ پاسخ غالب آنان منفي است . آنگاه به ايشان ياد آوري مي كنم كه هيچ بانكي بر روي كره خاك آماده اعطاي وام به آنان نيست ، زيرا مادام كه نتوانند توانايي خود را براي استفاده از وام اثبات كنند ، شايستگي دريافت آن را نخواهند داشت . تجربه در آغاز هركار عامل عمده و حياتي به شمار مي آيد. از اين رو افرادي كه تا حدودي با فوت وفن كار و حرفه خويش آشنايند و از تجربه اي نسبي نيز برخوردار ، در كسب و كارشان كامياب مي شوند.
آيا مي دانستيد كه با اخذ نمايندگي براي گشايش يك فروشگاه و يا رستوران زنجيره اي ، شانس موفقيت شما تقريبا حتمي است . براي مثال رستوران مك دونالد با 8500 شعبه ظرف بيست و پنج سال گذشته هرگز با شكست روبه رو نبوده است . علت آن است كه فروشگاه زنجيرهاي در چارچوب سيستمي آزموده شده اداره مي شود و سالها با شيوه آزمون و خطا تصحيح مسير كرده است . به همين دليل اخذ نمايندگي از يك شركت بازرگاني و رعايت اصول و دستورالعملهاي آزموده شده آن ، راه ادازي كسب و كاري موفق را تضمين مي كند .
يكبار يكي از مديران اجرايي مك دونالد اظهار داشت : كشاورزاني كه براي فعاليتهاي تجاري به شهر كوچ مي كنند ، نمايندگيهاي مك دونالد را به بهترين شيوه ممكن اداره مي كنند ، زيرا دقيقا از دستورالعملهايي كه در اختيارشان گذاشته مي شود پيروي مي كنند . رفتار ، آرايش مو و لباس كاركنانشان كاملا يكنواخت و بر طبق استانداردهاي تعيين شده است ، همچنين زمان خت همبرگرها بر طبق استاندارد رعايت مي شود. آنان هرگز در صدد نيستند كه معيارها و دستورالعملها را بر حسب ذوق و سليقه خويش تغيير دهند و يا بخشي از آن را ناديده گيرند. بلكه اصول و موازين را چون چراغي فراراه خود قرار داده و بدون هيچ كم وكاست از آ‹ تقليد مي كنند بعكس افرادي كه از تحصيلات رسمي دانشگاهي و از تجارب قابل ملاحظه اي برخوردارند پس از دريافت جواز نمايندگي غالبا نظام سازمان يافته اين شركت را بر حسب سليقه خود تغيير مي دهند در نتيجه مشكلات خرد و كلان دامنگيرشان شده و شانس موفقيتشان به شدت كاهش مي يابد.
همان طور كه پيش از اين اشاره شد اصولي را كه در اين كتاب با شما در ميان مي گذارم مانند معيارهاي شركتهاي زنجيرهاي ، نظام آزموده شده اي است كه براساس بيست سال تحقيق و تلاش من و بسياري از مردان و زنان موفق پايه ريزي شده است .
به هر حال كليد و راز نهان كاميابي در كسب و كار ، پيروي از اصول و شيوه هاي آزموده شده و تكنيكهاي استادكاران و اهل فن است. پس هرگز در صدد نباشيد كه اصول و معيارهايي را خود تعيين و يا ابداع كنيد، زيرا عمر كوتاه مجال چنين اقدامي را به شما نمي دهد.
از كتاب فرمول نابغه ها نوشته برايان تريسي
معرفي مجله
ارسال موضوعات مورد علاقه
معارف قرآن
سرگذشت مشاهير
خوشبختي؟
روانشناسي
داستان كوتاه
پروژكتور شركت سانيو
باتريهاي جديد
سرنوشت تلويزيونهاي ديجيتالي
بادبانهاي فضايي
خوانندگان گرامي
با سلام و آرزوي موفقيت
مجله فناوري به هيچ ارگاني وابسته نيست و پذيراي نظرات و مقالات علمي شما خوانندگان گرامي است .
مجله فناوري بزودي بصورت چاپي نيز در دسترس خوانندگان گرامي قرار خواهد گرفت ، تا آن هنگام شما مي توانيد برخي مطالب آن را در اين وبلاگ مشاهده فرماييد . درخواستهاي خود را در مورد مطالب علمي به پست الكترونيك مجله ارسال نماييد . اين مجله نوع متفاوتي از مجله هاي موجود خواهد بود همانطور كه از نام آن پيداست به درج مطالب علمي جالب و تفكرزا و ايده پردازي در زمينه هاي جديد علمي خواهد پرداخت اولين مطلب ما در رابطه با قرآن ، معجزه پيامبر گرامي اسلام (ص) است با اين آغاز مقدس ، مجله را متبرك خواهيم نمود . مطالعه اين وبلاگ را مخصوصا به دانشجويان و دانش آموزان عزيز توصيه مي نماييم .
براي جلوگيري از مصرف كارت اينترنت مي توانيد مطالب را save نماييد .
موضوعات مورد علاقه خود را با درج در پست الكترونيكي مجله fanavarithebest@gmail.com به ما برسانيد تا در مورد آنها مقاله تهيه كنيم حتما به درخواستهاي شما پاسخ داده خواهد شد . با تشكر
مدير مسئول yjk
سرگذشت مشاهير
برد پيت
متولد سال 1963
در18 دسامبر 1963 در شهر شاوني ايالت اكلاهوما بدنيا آ مد. در منطقه اسپرينگ فيلد ميسوري بزرگ شد در حاليكه بزرگترين فرزند خانواده مذهبي 5 نفره شان بود. پدرش بيل پيت يك شركت حمل
و نقل كاميون داشت مادرش جين پيت مشاور خانواده بود. پيت ، ابتدا به شغل مديريت تبليغات هنري علاقه مند بود و در دانشگاه ميسوري به تحصيل در رشته روزنامه نگاري مشغول بود . اما علاقه او
در دوران كودكي به تماشاي فيلم ، ايده هاي ديگري را در او زنده كرد و درست در آخرين ترم تحصيلي بود كه تصميم به ترك دانشگاه گرفت . در يك تصميم ناگهاني ، پيت دانشگاه را رها كرد و سوار
اتومبيل داتسونش شد و به طرف غرب حركت كرد تا به يك گروه نمايشي در لوس آنجلس بپيوندد در حاليكه تا اتمام فارغ التحصيلي اش تنها پرداخت دو شهريه كوچك باقي مانده بود . پيت به خانواده اش
گفته بود كه قصد دارد به يك مركز هنري در دانشگاه هنري پاسادنا وارد شود اما بجاي اين كار مجبور شد چند ماه را با يك تاكسي مسافركشي كند و به كارهايي نظير فروش و پخش يخچال دست بزند تا بتواند
وارد صحنه نمايش در لوس آنجلس شود. خيلي زود به يك كلاس بازيگري وارد شد و با يك بازيگر ديگر براي يك موسسه نمايشي كار مي كرد.دست سرنوشت ، پيت را بجاي همكارش براي بازي در فيلم انتخاب كرد پس از هفت ماه جستجو در لوس آنجلس ، پيت بازي خوبي در فيلمهاي موسسه از خود نشان داد. اولين كارهاي حرفه اي پيت از بازيگري در تلويزيون با شركت در سريال دالاس آغاز شد پس از آن در سري فيلمهاي جهاني ديگر ، دردهاي رو به رشد و سريال كوتاه روزهاي افسانه اي در سالهاي 1990 بازي كرد در سال 1989 در فيلم براي مردن خيلي جوان است كه توسط شركت nbc ساخته شد با همكاري ژوليت لوييز در نقش بيلي كانتون ، يك معتاد جوان ، بازي كرد . پيت و لوييز ( كه مدت 9 سال شاگردش بود و 16 ساله بود) همكاري داشتند و با هم نقش هاي خوبي ايفا مي كردند. يكي از نقشهاي موفق پيت در سال 1989 در فيلم كلاس برش با شركت دوناوان ليچ و هنرپيشه معروف فيلم از ميان شكاف ، سندي تانگ بود. اما شركت او در فيلمهاي هاليوودي بود كه اولين قدمهاي او بسوي ستاره شدن بود . پيت بخاطر بازي در نقش يك مسافر قاچاق شوخ طبع در فيلم تلما و لوييز (1991) به كارگرداني ريدلي اسكات ، جايزه گرفت در حاليكه بيش از چند دقيقه در فيلم ظاهر نشد . كم كم معروفيت پيت در فيلمها بيشتر شد اما فيلمهاي بعدي او چندان توفيق برايش بهمراه نداشت و تنها به عنوان يك هنرپيشه خوش قيافه در هاليوود مطرح بود. در فيلم خواهش (1992) با همكاري اليزابت مك گورن و فيلمي از كام نسي سيلو بنام جاني سويد (1992) و فيلم نيمه كارتوني جهان سرد (1992) ظاهر شد . اما در انتهاي همان سال در فيلم زندگاني نورمن مك لين بكارگرداني رابرت ردفورد درخشيد اين فيلم رودخانه اي از ميان آن نام داشت . پيت در نقش اصلي مرد روحاني ، نقش هاي منفي و شكارچي بازي كرد ( و اين نقشها جوانيهاي رابرت ردفورد را به ياد منتقدين مي آورد ) به نظر ردفورد ، پيت نه تنها به خاطر قدرت صدايش بلكه بدليل پيچيدگي حركاتش در ايفاي نقش مورد توجه بود. پيت در نقشهاي متفاوتي نظير نقشهاي مثبت ، مخرب و جذاب و خطرناك پليسي شركت مي كرد . در 1993 با هنرپيشه اي بنام لوييز در فيلم كاليفرنيا بازي كرد . در فيلم ديگري در يك گروه جنايتكار شركت داشت كه از استقبال خوبي برخوردار نشد. پس از چندي پيت و لوييز همكاري خود را قطع كردند و علت آن نيز معلوم نشد . پيت تصميم گرفت كه در زمينه كمدي نيز كار كند . فيلم "فلويد" كه بر اساس داستان توني اسكات نوشته شده از اين نمونه بود . اما نقش ديگر او در فيلم ملاقات با يك خون آشام (1994) با شركت تام كروز بود كه نويسنده آن رايس موافقت كرد كه بر پرده سينما نقش ببندد. رايس ابتدا در مورد انتخاب خود مردد بود ولي بعد از اين همين دو بازيگر را براي ايفاي نقش خشن و زيركانه داستان فيلم مناسب تشخيص داد ، اما پس از اتمام فيلم ، رايس نظر مثبتي داشت وويدئوي فيلم را امضا كرد . در مورد اين فيلم منتقدين گفته اند كه قدرت ايفاي نقش پيت بسيار در آن اثرگذار بوده است در اين فيلم او در نقش يك پدر عاشق و شجاع بخوبي بازي مي كند.
كوششهاي بعدي پيت در فيلمهاي ديگر هاليوود او را بعنوان يكي از ستونهاي اين انجمن به دنيا معرفي كرد . در فيلم سرزمينهاي پاييزي (1994) يك خانواده حماسي تصوير مي شود كه پيت در آن درنقش كريستين - قهرمان قوي صدايي با موفقيتهاي طلايي و ميل شديد به خودنمايي و قدرت نمايي - بازي مي كند. پس از آن در فيلم پليسي جنايي " هفت " به كارگرداني ديويد فينچر ايفاي نقش كرد . در اين فيلم بود كه پيت با يك ستاره ناشناخته بنام وانيت پالترو آشنا شد پس از آن به مدت دو سال و نيم در هاليوود نقشهايي ايفا كردند كه در 1997 پس از 7 ماه همكاري در يك فيلم از هم جدا شدند.
در 1995 در فيلم روانشناختي و وحشتناك دوازده ميمون در نقش يك بيمار رواني بازي كرد و جايزه جهاني طلايي را ربود . پس از آن در فيلم خواب كننده ها (1996) كه فيلمي از نوع وحشتناك و تاريك بود شركت كرد و در فيلم صاحبان جهنم به كارگرداني آلن ج پاكولا با هريسون فورد بازي كرد . قبل از آن براي بازي در فيلم هفت سال در تبت به آرژانتين سفر كرد ، اين فيلم 17 ميليون دلار هزينه در بر داشت . اما فيلم سه ساعته بعدي او با نام بلاقات با جو بلاك با شركت آنتوني هاپكينز توفيقي در بر نداشت ، در اين فيلم وي نقش مرگ آوري داشت .
در 1999 پس از وقفه كوتاهي در ليست مهم هاليوود ، پيت مجددا با كارگردان فيلم هفت يعني ديويد فينچر براي ساخت فيلم كلوپ جنگ همكاري كرد . در اين فيم اسرار آ ميز با شركت ادوارد نورتون در نقش رييس يك گروه جنگنده بازي مي كرد كه اين نقش را بسيار جذاب و تخصصي ارائه كرد . فيلم بعدي جنايي او فيلمي انگليسي بنام قاپيدن بود . پيت با جوليا رابرت در فيلم كمدي مكزيكي و با رابرت ردفورد در فيلم وحشتناك بازي عنكبوت و با مجموعه اي از هنرمندان در فيلم اوشنز ايلون و اوشنز تولو بازي كرد پيت تاكنون دو بار جايزه روزنامه هاي مردمي را برده است . فيلم جنگ تروا كه در آن پيت در نقش آشيل ظاهر شده از استقبال عمومي بسيار زيادي برخوردار شد و كار اورا بعنوان يك هنرمند تمام عيار به علاقمندان سينما نشان داد.
براي اطلاعات بيشتر به لينك زندگينامه افراد مشهور مراجعه نماييد.
خوشبختي چيست؟
مي توان گريست مي توان خنديد مي توان دويد و مي توان نوشت اما دوست من فكر كن
زندگي تو تكراري است از تكرارهاي بازي زندگي و اين تو را سخت غمگين خواهد ساخت
سعي كنيد هرروز با قدري تفكر تغييري كوچك در زندگي خود ايجاد كنيد و بتدريج به اين
كار يعني تفكر و تغيير عادت مي كنيد و تغيير كوچكي را در زندگي خود ايجاد مي كنيد اين اولين
شروع براي تغييرات روحي است . پس از مدتي كه اين تغيير برايتان عادت شد تغيير بعدي
را آغاز مي كنيد و اين خود موجب ايجاد حركتي در زندگي تان خواهد شد و احساس بهتري خواهيد
داشت و اين همان خوشبختي است كه بدنبال آن هستيد و آن را مي جوييد
زندگي فقط ترس نيست!
اگر در مورد مسئله اي راه حل را كاملا بدانيد با شهامت وارد عمل مي شويد بنابراين هنگام حل مسئله همه جوانب و راه حلهاي ممكن را بسنجيد و بصورت تئوري بررسي كنيد ، مشورت كنيد و بهترين راه حل را بيابيد و آنگاه عمل كنيد !
قدمهاي زندگي
هوا باراني بود ، در حاليكه تابستان بود و هوا گرم ، چه روز عجيبي ! هيچكس انتظار نداشت هوا اينطور شود. در روزهاي آفتابي تابستان ، جمع شدن ابرها در آسمان چه معني ميدهد. يان در دم دم هاي صبح از خواب پريد،مدتي بود كه كابوس ميديد و ديشب خوب نخوابيده بود. يان كارمند يكي از شركتهاي چند مليتي بود كه صبحها مجبور بود براي رسيدن به سرويس از خواب ناز بيدار شود. با خود گفت : چه روز كسل كنندهاي ، يك روز كاري ديگر . در واقع يان از اين نوع كار كردن راضي نبود و ميخواست هر چه سريعتر كار ديگري براي خود دست و پا كند. مدتي بود كه در اين افكار بود به همين دليل بعضي وقتها درگير افكار ديگري ميشد كه بكلي در محل كار حواسش پرت ميشد آنقدر غرق در نقشههاي جديدش ميشد كه بعضي وقتها چيزهايي را در بعضي مكانها جا ميگذاشت از اين موضوع خيلي ناراحت بود و سعي ميكرد به هر ترتيب كه شده خود را از اين وضع و اين سردرگمي و گيجي نجات بدهد ، چون اخيراً به كارهاي خودش هم نميرسيد تصميم گرفته بود كه يك برنامه خوب و مدون بريزد و كارهايش را سامان دهد. صبح بود ، يان نزديكيهاي ساعت 5 صبح از كابوسي هول انگيز برخاسته و حالا سرش كمي درد ميكرد. مقداري آرامش خود را بدست آورد و بعد از اينكه سرحال شد دوباره دراز كشيد و به سقف اتاق چشم دوخت . به خود گفت : شايد زندگي آنقدرها كه ميگويند ساده نباشد ولي براي من كه يكنواخت و ساده شده و باز هم فكر كرد: چطور ميتوان زندگي را از اين حالت سادگي و يكنواختي بيرون آورد. يان در يك آپارتمان كوچك اجارهاي زندگي ميكرد در حاليكه صاحبخانه او آقاي استوارت كه مردي خوش مشرب و به قول امروزيها با حال بود در طبقه دوم آپارتمان زندگي ميكرد. اين آپارتمان 5 دستگاه بود كه 3 دستگاه ديگر هنوز اجاره داده نشده بود. يان فكر كرد:اگر ميشد وقتهاي بيكاري اش را به كار ديگري بگذراند چه خوب بود ولي هميشه ساعت 5 بعداز ظهر كه از سر كار برميگشت آنقدر خستگي روحي داشت كه سرش سنگين ميشد و درد ميكرد ، گوشهايش هم درد ميكرد. حس ميكرد احتياج به استراحت دارد.
يان متأهل بود و فكر ميكرد كه مسئوليت سنگيني به عهدهاش گذاشته شده و بايد هرچه زودتر كار ديگري پيدا كند تا از عهده مخارج زندگي برآيد. يان اغلب آهنگهاي كلاسيك گوش ميكرد چون آرامش خاصي به او ميداد و اعصابش راحت ميشد. براي مدتي به هنر نوازنده فكر ميكرد ، به همين دليل بلند شد و قسمتي از نوارنوازنده معروف پيانو، كلايدرمن ، را در پخش صوت قرار داد و كليد را زده دوباره دراز كشيد و به سقف چشم دوخت در حاليكه دو دستش را زير سرش قرار داده بود به فكر فرو رفت. چگونه ميتوان آرامشي را يافت كه نوازندة پيانو در حال حاضراز آن لذت ميبرد. در حاليكه نوازندة پيانو مينواخت يان تصور ميكرد كه خودش پشت پيانو نشسته و اين قطعات موسيقي را مينوازد ، احساس شادي و شعف ميكرد. كلاً آهنگهاي آرام را خيلي دوست ميداشت يان از آن افرادي بود كه تا كسي به او حمله نميكرد آرام بود و آرامش را دوست داشت. از آن تيپ آدمهايي كه امروزه روانشسناسان به آنها دورن گرا ميگويند. هرچند كه قطعات موسيقي كلاسيك پيانو با افكارش همخواني نداشت ولي سعي كرد فكر كند. يان فكر ميكرد كه انسان بايد موزون باشد مثل نتهاي موسيقي ، در اينصورت نواي خوشي خواهد شنيد و ديگران هم تصوير مناسبي از اين آدم دارند. خيلي خسته بود ديروز بعداز ظهر به آقاي استوارت برخورد كرده بود كه با اتومبيلش ميخواست به شهر برود ، او هم سوار شده بود اما مثل اينكه اشتباه كرده بود ، چون جادة كارخانه به شهر در دست تعمير بود مدتي بود كه جاده بسته بود و اتفاقاً اين مسئله براي افرادي كه ميخواستند در مسير اين جاده به آن طرف شهر بروند مشكلاتي ايجاد مي كرد به همين دليل آقاي استوارت جاده را دور زده بود و يان در مسير ديگري پياده شده بود و پياده به مغازه مورد نظرش رسيده بود يان مي خواست كاري انجام دهد ولي بخاطر بسته بودن جاده و اينكه مجبور شده بود جاده را دور بزند عصباني و خسته شده بود. هدف يان اين بود كه در نهايت تاجرموفقي بشود اما نميدانست كه از كجا بايد شروع كند. او ميخواست از كتابفروشي شروع كند به همين دليل اين مغازه را انتخاب كرده بود و براي خريد كتاب به آنجا رفته بود اما فروشنده قيمتهاي بالايي را اظهار كرده بود كه نسبت به جايي كه يان قبلاً پرسيده بود گرانتر مينمود. ، به همين دليل يان خيلي خسته و عصباني بود. حس ميكرد زندگيش دارد تلف ميشود و نميتواند كاري كند. آيا در يك زندان اسير شده ؟ زنداني كه هيچ راهي جلو پايش نميگذاشت. يان مجبور بود از ساعت 8 صبح تا 5 بعدازظهر در شركت كار كند اين كار علاوه بر خستگي جسمي ؛ روح او را نيز مي آزرد. يان با خود فكر ميكرد آيا همه مثل من فكر ميكنند كارشان خسته كننده است و درآمدشان كفاف مخارجشان را نميدهد ؟ و چون نميتوانست مخارجش را كم كند تنها راه براي او كار دوم بود. يان ديگر خسته شده بود و خوابش ميبرد كه ساعت زنگ زد و ساعت 6 را اعلام كرد. يان بسرعت صداي زنگ را خاموش كرد و دوباره به فكر فرو رفت. تا ساعت 7 وقت داشت كه استراحت كند ، مجدداً از تونل افكار خود گذشت ناگهان مردي را ديد كه به او نزديك ميشد قيافهاي عادي داشت و به او لبخند ميزد و نزديك ميشد وقتي به او رسيد ناگهان يان متوجه شد كه انگار مقابل آينه ايستاده و خود را ميبيند مرد كاملاً مشابه او بود ، ميتوانست قسم بخورد كه خودش است. مرد گفت : نام من يان است. يان با حيرت به او نگاه ميكرد: بسيار لباس شيكي بر تن داشت و قيافهاي جدي وموقر به خود گرفته بود و بسيار راضي مينمود. يان گفت: نام تو با من يكي است از من چه ميخواهي ؟ مرد گفت :يان چرا متوجه نيستي ! تو مرا ميشناسي من هميشه در تو هستم من ذهن تو هستم ! ، همان ذهني كه هميشه منتظرش بودي ،همان موقعيتي كه هميشه ميخواستي من ذهن آرام تو هستم. يان با توجه با حيرت گفت. از من چه ميخواهي؟ مرد گفت : هيچ ! تنها آمدهام با تو گفتگو كنم از اينكه چگونه به اين آرامش رسيدم،من مانند تو نبودم ! از لحظه لحظه زندگيم استفاده كردهام ،مدام مشغول كار و فعاليت بودهام اگر كاري را سودمند نمييافتم كه آرامشم را تأمين نميكرد به كار ديگري مشغول ميشدم اين روش خيلي سخت بود اما من كسي بودم كه هميشه جرأت از صفر شروع كردن را داشتم و اين موضوعي است كه خيلي مهم است. من پشتكار زيادي در هر كار داشتم ، به جزئيات زياد توجه ميكردم و دقت زيادي به خرج ميدادم به همين دليل كمتر اشتباه ميكردم و كم كم اشتباهاتم به صفر رسيد. اين بود كه در هر كاري كه ارائه ميدادم كمال مطلق ديده ميشد به همين دليل كامياب شدم ! يان تازه متوجه شده بود كه او فرشته نجاتش است ، حيرت كرد و خواست او را در آغوش بكشد اما ناگهان مرد ناپديد شد و يان ناگهان گرمي نور آفتاب را بر صورت خود احساس كرد. آخر صبح شده بود و يان بايد ميدويد تا به كارش برسد! بنابراين صبحانه نخورد وبه راه افتاد تا درسهايي را كه در خواب ديده بود در عمل به واقعيت تبديل كند!
سازندگان كانادايي طرح باتريها را طبق نياز روز ميسازند
تغييرات امسال در باتريها بيشتر در زمينه تطابق باتريها با محيط زيست بوده كه در هر دو مورد باتريهاي معمولي و قابل شارژ صادق است. با تغيير قوانين ساخت و بهينه سازي محيط زيست ، سازندگان باتري بتدريج جيوه را از مواد اوليه توليد باتري حذف ميكنند و برنامههايي براي باز يافت مواد باتري در نظر ميگيرند.
پيشرفت هاي تكنيكي باتريها را تغيير شكل ميدهند
كارخانه دروازه انرژي (Gate Energy) تكنولوژي جديدي بنام Saft را وارد بازار كرده كه باتريهاي كتابي را جايگزين باتريهاي معمولي اندازه AA ميكند. كارخانه دوراسل برنامه كوچكتر كردن باتريهاي قابل شارژ را در دستور كار خود دارد. اكنون بازار جديدي براي باتريهاي قابل شارژ و قابل تعويض بوجود آمده زيرا قوانين سال 1993 ميگويد بجز محصولاتي كه باتري داخلي غير قابل تعويض دارند،همه باتريهاي قابل شارژ بايد قابل تعويض هم باشند. دسته محصولاتي كه انتظار ميرود بازار خوبي براي باتريهاي قابل شارژ داشته باشند غير از دوربينهاي فيلمبرداري ديجيتالي و تلفنها ،شامل دريلهاي دستي و ديگر ابزار آلات كارهاي كارگاهي خانگي ، رايانههاي لپ تاپ و يادداشتهاي رايانهاي و ديگر كاربردهاي خانگي نظير جاروهاي الكتريكي دستي و قوطي بازكن ها ميباشند. در ميان مدلهاي جديد،باتريهاي كارخانه صنعتي پاناسونيك 999/99 درصد بدون جيوه هستند و از اين ماده تصفيه شدهاند. دان هالابوردا مدير بازاريابي شركت ميگويد:باتريهاي جديد آلكاليني كه پر مصرف ترين باتري در بازار هستند تغيير عمدهاي در تكنولوژي ساخت باتري ايجاد كردهاند تا محيط زيستي سالم و ايمن تر داشته باشيم. وي ميگويد مهندسين شركت ، جيوه موجود در باتري را با ماده مناسبي كه كيفيت باتري را همچنان عالي نگه ميدارد،تعويض كردهاند .اكنون ميزان جيوه موجود از 250 ذره در هر ميليون به كمتر از 10 ذره در هر ميليون رسيده است. خط توليد فعلاً شامل مدلهاي AAA و AA و D,C و مدلهاي 9 ولتي ميشود. گرچه شركت پاناسونيك همه روشهاي توليد را كه منجر به ايجاد جيوه در باتري ميشود حذف كرد اما هالابوردا ميگويد: هنوز مقداري جيوه بطور طبيعي و بصورت ناخالص در موادي نظير روي يافت ميشود كه درصد تصفيه جيوه را به 999/99 درصد ميرساند. شركت اين نوع باتريها را با علامت برگ بلوط ميسازد كه علامت حفظ محيط زيست است. اخيراً توليد كنندگان دريافتهاند كه در باتريهاي قابل شارژ ، جايگزيني مواد مضر براي طبيعت ،بسيار مشكل است لذا شركت پاناسونيك سعي ميكند باتريهاي مستعمل را دوباره به چرخة توليد بازگرداند. هالابوردا ميگويد فرصت خوبي در بازار محصولاتي كه اخيراً از باتريهاي قابل شارژ استفاده ميكنند،بدست آمده ، او تصريح ميكند كه رشد بازار به سمت استفاده از باتريهاي قابل شارژ ، بطور صعودي افزايش مييابد. بخش باتري سازي صنعتي شركت پاناسونيك سياست بسيار گستردهاي در مورد حفاظت از محيط زيست اتخاذ كرده مثلاً ماده مضر كلرو فلئور كربن (CFC) را از سال 1993 از چرخة توليد حذف كرده است. اين شركت قصد دارد كه در آينده با تجهيز خطوط توليد خود به اتاقهاي تميز، آلودگي محيط را به صفر برساند.
بازار باتري مجدداً به سمت باتريهاي قابل شارژ جهت گيري ميكند
شركت دروازه انرژي كه خط توليد باتريهاي ميلينيوم خود را در زمستان امسال طوري توسعه داد كه متناسب براي استفاده در گوشيهاي قدرت باشد و باتريهاي قابل شارژ را بعنوان يك محصول جداگانه توليد ميكند. اين شركت قراردادي با سازمان آمارگيري نياز مصرف كنندگان دارد كه از آن اطلاعاتي نظير موارد مصرف باتريهاي قابل شارژ ، آمار خريد، آمار سفارشات خريد و ديگر متغيرهاي اساسي را ميگيرد. تيم هيل مدير جديد بخش تجاري شركت دروازه انرژي ميگويد: اطلاعات آماري ميتواند تصوير كاملي را از كاربردهاي اولية باتري قابل شارژ بدهد. اين گزارشات در پايان 4 ماه اول هر سال تجاري داده ميشود. هيل ميگويد: باتريهاي قابل شارژ به عنوان بخشي از كل بازار تجاري باتري در نظر گرفته ميشود. اما با در نظر گرفتن بازار سازي شركتها در آينده ، مصرف باتري قابل شارژ به 655 ميليون دلار در سال خواهد رسيد زيرا مصارفي نظير استفاده در گوشيهاي هدفون استريو،دوربينهاي ديجيتالي فيلمبرداري ، تلفنهاي سلولي و بي سيم و اسباب بازي خواهد يافت . در نمايشگاه شركت نيز توجه خاصي به باتريهاي ميلينيوم شده كه در بسته بندي مناسب تلفنهاي موبايل ساخته شده است.
در اين بسته بندي 14 باتري و 11 باتري ذخيره شده كه براي استفاده در اغلب تلفنهاي موبايل معروف بكار ميرود . با حمايت تبليغاتي بازار خوبي براي اين باتريها پيش بيني ميشود. شركت دروازه انرژي كار بازيافت باتريهاي مستعمل را نيز در برنامة خود دارد.
تبديل باتريهاي مستعمل به نو
شركت سانيو با توجه به قوانين محيط زيست استفاده از باتريهاي قابل شارژ را به مصرف كنندگان پيشنهاد ميكند. ريچارد دي ، ويت مدير بازاريابي و فروش شركت انرژي سانيو ميگويد: باتريهاي قابل شارژ نسبت به باتريهاي آلكاليني نياز به توضيح بيشتري براي فروش دارند. وي اضافه ميكند: اما هنگامي كه مصرف كننده از باتري قابل شارژ استفاده كرد از مزاياي آن آگاه شده و ديگر از باتريهاي معمولي استفاده نميكند. استفاده از باتريهاي قابل شارژ به حفظ محيط زيست كمك ميكند زيرا با استفاده از باتري قابل شارژ 5/2 ميليون باتري معمولي كه هر ساله بعنوان زايدات وارد مواد بازيافت نشده شهري ميشوند، حذف خواهند شد، سيستم بازيافت پستي شركت سانيو به مصرف كننده اين امكان را ميدهد كه باتريهاي مستعمل را به آدرس شركت پست كند. شركت مجدداً باتري و جعبه آن را بازيافت ميكند. شعار شركت در اين مورداين است: اين دنياي شماست، از باتري قابل شارژ استفاده كنيد.
طرحهاي جديد ، ظهور محصولات جديد
علاوه بر ايجاد خطوط توليد جديد در شركتها ، شارژرهاي باتريها نيز توسعه يافتهاند مثلاً شارژرهاي ميكرو اسمارت (Microsmart) دوربين هاي فيلمبرداري ديجيتال . در اين شارژر چيپهاي رايانهاي ميكروپروسسوري 4 بيتي براي كنترل عمليات شارژ بكار ميروند. شارژر جديد مدل NC-mo2 ميتواند يك باتري NP-55 را در 30 دقيقه شارژ كند اين مقدار در شارژرهاي استاندارد دوربينهاي فيلمبرداري 1 تا 3 ساعت است. ولتاژ شارژر NC-mo2 قابل تغيير است ولي مي توان از آن براي شارژ انواع باتريهاي قابل شارژ دوربين ها از جمله NP-55 ، 65 يا 77 استفاده كرد. شارژر مدل NC-mo2 ميتواند 4 باتري مدل NP-55 ،65 يا 77 را با هم شارژ كند. باتري NP-55 را ميتواند در 30 دقيقه شارژ كند و با اين شارژ ، باتري ميتواند تا 3 ساعت كار كند علامت خالي شدن باتري يك ديود نوراني (LED) است كه اخطار ميدهد. با اين روش باتري بخوبي شارژ شده و مجدداً قابل استفاده خواهد بود.
رقباي ديگر در بازار باتري
شركت انرژي سانيو مدت 40 سال است كه باتري توليد ميكند. خط توليد آن شامل باتريهاي نيكل كادميوم (Ni-cd) و شارژرهاي آن ، باتريهاي ليتيمي ، آلكاليني و باتريهاي مخصوص دوربينهاي فيلمبرداري و شارژرهاي آنها ميشود. شركت Saft فن آوري ديگري را در باتريهاي كتابي سري Gp خود معرفي ميكند كه با برچسب Nicad مشخص ميشود. در كاربردهاي حرفهاي باتريهاي Gp4 و Gp6 جايگزين باتريهاي معمولي AA شده اند اين كاربردها عبارتند از گوشيهاي استريو ، پخشهاي CD ، ريش تراش هاي دستي و تلفنهاي موبايل . «شكل جديد باتريها،كوچكتر و قابل حمل تر است» اين موضوع را پيت برايانت مدير بخش تجاري سانيو ميگويد. در سال 1992 اين نوع باتريها وارد بازار شدند.
تجارت جديد چرخه بازيافت را كامل ميكند.
شركت Saft در زمستان 92 ، بستههاي باتري سه گانه را عرضه كرد. هر بسته 95/59 دلار قيمت گذاري شده . باتري 6/9 ولتي مدل Rc9620 براي دوربين هاي فيلمبرداري VHS ميتواند تا 5/1 ساعت كار كند و 1500 ميلي آمپر ساعت جريان دهد. باتري Slim cam شارپ مدل Rc6034 ، 2 ساعت كار ميكند و باتري Rc1014 شركت هيتاچي ميتواند يك دوربين فيلمبرداري را تا 1 ساعت تغذيه كند. بيشتر مدلهاي باتري شركت Saft نيكل كادميومي هستند و قابليت شارژ دارند. برايانت ميگويد: ضمانت نامه باتريهاي ما مشتري را مطمئن ميسازد كه باتري مجدداً شارژ ميشود.
باتريهاي آلكاليني پيشرفتي در صنعت باتري
شركت دوراسل برخلاف بسياري از رقبايش باتريهاي آلكاليني را بجاي باتريهاي قابل شارژ توصيه ميكند. بخش فن آوري و توليد محصولات جديد شركت به ايجاد محصولات جديد مناسب براي تغذيه رايانهها ، وسايل مخابراتي ، وسايل تجاري و دستگاههاي امنيتي ميانديشد. اين بخش شركت به توليد كنندگان در اين زمينه كمكهاي مهندسي ميكند. تفكر شركت دوراسل بر اين مبناست كه باتريهاي آلكاليني بر خلاف باتريهاي قابل شارژ كه بزرگ بوده و نياز به شارژر دارند، در مصارف عمومي كاربرد زيادتري دارند. در ميان محصولاتي كه امروزه از باتريهاي آلكاليني دو راسل استفاده ميكنند، ميتوان از رايانه مومنتا كه از 100 باتري AA استفاده ميكند و تلفن موبايل فوجيتسو نام برد،دو راسل ميگويد كه باتريهايش 9/99 درصد خالص بوده و جيوه ندارد. در سال 92 اين رقم به 100 درصد رسيده است. برچسب طلايي اين باتريها علامت مشخصه آنهاست و آنها را از سري مشابه 1000 باتريهاي شركت تله پاور مشخص ميكند باتريهاي دوربين فيلمبرداري سري 2000 شركت جا برو ، زمان كار بيشتري دارند.
باتريهاي TP-77H شركت سوني براي دوربينهاي 8 ميليمتري و باتريهاي TP-120 شركت RCA و هيتاچي هركدام قابليت جريان دهي 2200 ميلي آمپر ساعت و يك سال گارانتي از تاريخ فروش را دارند.
نتيجه گيري :
براي افزايش توليد و ايجاد بازار مصرف باتريهاي قابل شارژ ؛ نمايندگيهاي صنايع ژاپن،سازمان باتريهاي قابل شارژ را در شهر آتلانتا ايالت جورجيا تأسيس كردند. آدرس اين سازمان 220 Interstate North Parkway , Suite 200 Atlanta , GA,30339,USA
ميباشد. اعغضاي اصلي اين سازمان شركتهاي دروازه انرژي ،پاناسونيك ، زفت ،انرژي سانيو و وارتا هستند. هدف اين سازمان تدوين يك استراتژي فراگير براي توليد كنندگان باتري قابل شارژ و ارتقاء سطح علمي مصرف كنندگان است.
باتريهاي Ni/MH شركت توشيبا ، داراي انرژي زياد و سازگار با محيط زيست
مصرف ابزار آلات الكترونيكي پيچيده خانگي و اداري مداوماً افزايش مييابد، كه مثالهاي بارز آن كامپيوترها ، تلفنهاي سلولي (موبايل)و انواع دوربينهاي فيلمبرداري هستند . اين ابزارها به دليل استفاده عمومي و كار با باتري مصرف فوق العادهاي دارند. فن آوري اصلي در دستگاههاي الكترونيكي پيچيدة امروزي فن آوري ساخت صفحات نمايش صاف است كه در ساخت آنها نيمه هادي يا كريستال مايع بكار رفته است . پيشرفت فن آوري در هسته باتريهاي كوچك و سبك با چگالي انرژي بالا بيشتر به چشم ميخورد. به دليل اينكه باتري يك عنصر كليدي در ابزار آلات الكترونيكي است، سازندگان هر روز ابتكار تازهاي در اين مورد بخرج ميدهند، سالانه 15 ميليون باتري مصرف ميشود كه 90 درصد آن باتريهاي معمولي (غير قابل شارژ) هستند. در عوض باتريهاي قابل شارژ را ميتوان تا 500 بار شارژ كرد و مصرف نمود. با توجه به سازگاري با محيط زيست و راندمان بالاي باتريهاي قابل شارژ ، در آينده مصرف خوبي را براي آنها پيش بيني ميكنند. اغلب باتريهاي قابل شارژ باتريهاي نيكل كادميومي هستند. اين باتريها تغذيه تلفنهاي موبايل وسايل اداري و آلات صوتي تصويري (A/V) قابل حمل را بعهده دارند. بدليل اينكه اين باتريها از كادميوم به عنوان الكترود منفي استفاده ميكنند هنوز در مورد سازگاري آنها با محيط زيست شك و ترديد وجود دارد. اكنون مصرف كنندگان منتظر باتريهايي هستند كه بتوانند جايگزين باتريهايNi-cd شود و به محيط زيست آسيب نرسانند.
در پاسخ به اين تقاضا شركت توشيبا باتريهاي جديدي با چگالي انرژي بالاتر و سازگار با محيط زيست ساختهاست. در اين مقاله در مورد باتريهاي سري TH ،نيكل – هيدريد فلزي Ni/MH توضيحاتي داده ميشود.
ابداع باتريهاي Ni/MH
طبق شكل 1 باتريهاي سري TH با تعويض الكترود منفي كادميومي با يك آلياژ جاذب فلز ساخته ميشوند. اين آلياژ هيدروژن (H) را از آب باتري ميگيرد و آن را جمع ميكند. آلياژ 1000 بار بيشتر از حجم خود هيدروژن جذب ميكند. مقدار واقعي جذب هيدروژن بستگي به ويژگيهاي آلياژ دارد. با افزايش ظرفيت جذب هيدروژن ظرفيت باتري نيز افزايش مييابد. بنابراين كليد توليد باتريهاي Ni/MH در پيدا كردن آلياژي با ظرفيت جذب بالاي هيدروژن ، نهفته است.
باتريها در محلول الكتروليت آلكالين تا 40 درصد ميتوانند شارژ و دشارژ شوند. در نتيجه آلياژ مداوماً يون هيدروژن را در اكسيداسيون الكتروليت آشكار ميكند و واكنش را كند ميكند ، به همين دليل بايد در برابر خوردگي مقاومت كند. طي عمل دشارژ ، آلياژ ، هيدروژن آزاد ميكند و اكسيد هيدروكسيد اكسيد نيكل (NIOOH) به هيدروكسيد نيكل (NIOHZ)
تغيير شكل مييابد شكل 2 نمودار شماتيك واكنشهاي الكترو شيميايي اين مرحله را نشان ميدهد.
در ميان باتريهاي قابل شارژ توشيبا ، سري TH در الكترود منفي خود كادميوم ندارد ، بنابراين با محيط زيست سازگار هستند. ولتاژ آنها 2/1 ولت و يكي از بهترين چگاليهاي انرژي را در ميان باتريهاي قابل شارژ دارا هستند .از نظر ويژگيهاي ديگر يعني ساختمان ايمن بدنه و راحتي استفاده ، مشابه باتريهاي Ni-cd هستند.
بادبانهاي فضايي
بادبانهاي خورشيدي تخيلي بيش نيست
اين بادبانها را در داستانهاي علمي تخيلي معمولاً به اين صورت تعريف ميكنند كه صفحات بزرگي هستند از پلاستيك نقرهاي رنگ كه نور خورشيد را براي مسافرت از يك سياره به سياره ديگر (بدون سوخت ) منعكس ميكنند. اما اخيراً فن آوري به كمك اين قضيه آمده و صفحات جلا داده شدة منعكس كننده نور پر حرارت خورشيد را تنها ميتوان در نقاشيهاي علمي تخيلي ديد.
محققان دانشگاه واشينگتون در سياتل ادعا ميكنند كه موفق شدهاند طرحي را ارائه كنندكه با استفاده از نور خورشيد،خيلي ارزان تر و ساده تر بتوان به سرعتهاي تا 4 ميليون مايل در يك روز رسيد. در اين روش نيازي به ساختن بادبانهاي سنگين و بزرگ نيست. رابرت وينگلي كه يك زمين شناس و فيزيكدان است ميگويد: غير از الكترونيك و مقداري سوخت تنها چيزي كه براي اين كار نياز داريد ميتواند در يك فنجان قهوه جاي گيرد. وينگلي ميدان مغناطيسي زمين را مورد مطالعه قرار داده است و فعل و انفعالات آن را در برابر باد خورشيدي بررسي كرده است. باد خورشيدي جرياني از اتمهاي باردار الكتريكي است كه بطور مداوم از خورشيد ساطع ميشود. وينگلي ميگويد: من در مورد ابرهايي كه بصورت مغناطيسي باردار ميشوند و از خورشيد ساطع ميشوند مطالعه كردهام و به اين نتيجه رسيدهام كه با اين نيرو ميتوان يك سفينه فضايي را به جلو راند. اين دانشمند به همراه جان اسلا كه يك مهندس هوا فضاست دستگاه كوچكي ساخته است كه ابر غليظي از اتمهاي باردار را در اطراف يك سفينه مدل ايجاد ميكند و بنابراين ميدان مغناطيسي توليد ميشود كه ميتواند تا 10 مايل انبساط يابد. چنين ميداني شبيه ميدان مغناطيسي است كه در اطراف زمين وجود دارد. وينگلي ميگويد: «ما فقط از نيروهاي موجود در طبيعت در اين كار الهام گرفتهايم».
اما برخلاف سيارات ، سفينه فضايي آنقدرها سنگين و حجيم نيست. سفينه مدل وينگلي ميتواند با نيروي رانش باد خورشيدي حركت كند. مثلاً براي ارسال سفينه به خارج از منظومة شمسي چنين بالون پلاسمايي ميتواند ابتدا از باد خورشيدي استفاده كند و بعد از سه ماه به آرامي شتاب بگيرد تا به مدار سياره مشتري برسد. در اين مسافت باد خورشيدي ضعيف است و سفينه ميتواند با سرعت 180000 مايل در ساعت به سادگي به سفر خود ادامه دهد. در واقعيت ، سفينه سوختي ساخته شدة كازيني پس از دو سال طي طريق به سرعت ناچيز 12000 مايل در ساعت رسيد و پس از 16 ماه به مشتري و بعداز 5 سال به زحل رسيد. وينگلي نام روش خود را دفع پلاسماي ميني مگنتو سفري مينامد كه ميتواند زمان سفر به سياراتي چون مريخ و ديگر سيارات منظومه شمسي را بسيار كوتاه كند. اخيراً ناسا مدلي اوليه از اين طرح ساخته و كامل كرده است.